خاکستر عشق

تو با قلب ویرانه ی من چه کردی


ببین عشق دیوانه ی من چه کردی


در ابریشم عادت آسوده بودم


تو با بالِ پروانه ی من چه کردی؟


ننوشیده از جام چشم تو مستم


خمار است میخانه ی من، چه کردی؟


مگر لایق تکیه دادن نبودم


تو با حسرتِ شانه ی من چه کردی؟


مرا خسته کردی و خود خسته رفتی


سفر کرده! با خانه ی من چه کردی؟


جهان من از گریه است خیسِ باران


تو با سَقف کاشانه ی من چه کردی؟


/ 0 نظر / 11 بازدید