یاور همیشه مومن
خداست دارد خدائی میکند
ناگاه در ظلمت افسرده و راکد شبی از این شبهای پیوسته ، آشوبی ،لرزه ای و تپشی که همه چیز را بر میشورد و همه خوابها را بر می آشوبد و نیمه سقفها را فرو می ریزد.

انقلابی در عمق جانها و جوششی در قلب و وجدانهای رام و آرام درد و رنج و حیات و حرکت و وحشت و تلاش و درگیری و جهد و جهاد و عشق و عصیان و ویرانگری و آرمان و تعهد ، ایمان و ایثار !

نشانه هایی ازیک تولد بزرگ ؛ شبی آبستن یک مسیح .

اسارتی زاینده یک نجات ؛ همه جا ناگهان «حیات و حرکت» ، آغاز یک زندگی دیگر.

پیداست که فرشتگان خدا همراه آن «روح» در این شب به زمین فرود آمده اند...

این شب قدر است ؛ شب سرنوشت ، شب ارزش ، شب یک تقدیر انسان نو .

این شب از هزار ماه برتر است .

«دکتر علی شریعتی»

"خود سازی انقلابی ص ۲۵۲ "
[ ۱۳٩٤/٦/۱٥ ] [ ٩:۳٢ ‎ب.ظ ] [ تایماز زردچشمی ] [ نظرات () ]

""سه دنیا در یک زندان ""
هیچ گاه تنهایی وکتاب وقلم ، این سه روح وسه زندگی وسه دنیای مرا کسی از من نخواهد گرفت . قصر بلند وزیبای تنهائی واز آن دویار همیشگی ام کتاب وقلم. دیگر چه میخواهم؟
آزادی چهارمین بود که به آن نرسیدم وآن را ازمن گرفتند اما این سه را که نمی توانند گرفت.حتی به زندان هم که می روم اینها بیشتر و وفادارتر می شوند.می رفتم به آن قصرپرشکوه و آن دو انیس همیشگی ام. قصری که با آن دوساکنش دو سال است چشم انتظار بازگشت من اند و هنوز هم امیدوارند که بازگردم؛ نه هنوز یک سال هم نیست ، نه ماه است!نه ماه؟ ده ماه؟ چه سال های طولانی گذشته است ! چه طولانی! به یک عمر دراز پرحادثه می ماند!
(دکترعلی شریعتی/گفتگوهای تنهایی(بخش دوم) /ص972

[ ۱۳٩۳/٧/۳ ] [ ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ ] [ تایماز زردچشمی ] [ نظرات () ]
خواستم بگویم، فاطمه دختر خدیجهٔ بزرگ است، دیدم فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه دختر محمد است. دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه همسر علی است. دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر حسنین است. دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است. باز دیدم که فاطمه نیست.
 نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست. 
  
 فاطمه، فاطمه است
[ ۱۳٩۳/۱/۱ ] [ ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ ] [ تایماز زردچشمی ] [ نظرات () ]
گوسفندی ذبح کن ! و لقمه ای به گرسنه ای ببخش ! وه ! که این حج , کلافه ام می کند ! 
چهار سال است که هنوز از حج باز نگشته ام !
هنوز حاجی نشده ام !
دکتر علی شریعتی / گفتگو های تنهائی / صفحه 1031
[ ۱۳٩٢/۱٢/٢۱ ] [ ٤:٠۱ ‎ب.ظ ] [ تایماز زردچشمی ] [ نظرات () ]

 

عمیقترین و بهترین تعریف از عشق این است که :
عشق زاییده تنهایی است…. و تنهایی نیز زاییده عشق است…
تنهایی بدین معنا نیست که یک فرد بیکس باشد …. کسی در پیرامونش نباشد!
اگر کسی پیوندی ، کششی ، انتظاری و نیاز پیوستگی و اتصالی در درونش نداشته باشد 
تنها نیست!
برعکس کسی که چنین چنین اتصالی را در درونش احساس میکند…
و بعد احساس میکند که از او جدا افتاده ، بریده شده و تنها مانده است ؛
در انبوه جمعیت نیز تنهاست ……

منبع : کتاب نیایش ( دکتر علی شریعتی )

[ ۱۳٩٢/۱۱/٢۳ ] [ ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ ] [ تایماز زردچشمی ] [ نظرات () ]

عصری ست که اندیشه ها فلج است ، شخصیت ها فروخته شده اند , وفاداران تنها هستند , پارسایان گوشه گیرند , جوانان یا مایوس یا فروخته شده , یا منحرف , و گذشته گان و بزرگان گذشته یا شهید شده , و یا فروخته شده اند , و عصری ست که دیگر در میان توده , هیچ آوائی و ندائی بلند نیست . قلم ها را شکسته اند , زبان ها را بریده اند , لب ها را دوخته اند و همه ی پایگاه های حقیقت را بر سر وفادارانش ویران کرده اند .

 

دکتر علی شریعتی / کتاب حسین وارث آدم / صفحه 138

[ ۱۳٩٢/۱۱/٤ ] [ ٢:٤٦ ‎ق.ظ ] [ تایماز زردچشمی ] [ نظرات () ]

[ ۱۳٩٢/٩/۳٠ ] [ ٢:٢٠ ‎ق.ظ ] [ تایماز زردچشمی ] [ نظرات () ]

از دفتر خاطرات یک زن بدکاره:

برای اینکه یک ساعت با مردی بگذرانم، 350 فرانک سوییس می‌گیرم. در واقع اغراق است. اگر در آوردن لباس‌ها را حساب نکنیم و تظاهر به محبت و صحبت درباره‌ی مسائل پیش پا افتاده و لباس پوشیدن را، کل این مدت می‌شود یازده دقیقه رابطه‌ی جنسی. یازده دقیقه. دنیا دور چیزی می‌گردد که فقط یازده دقیقه طول می‌کشد. به خاطر این یازده دقیقه است که در یک روز 24 ساعته (با این فرض که همه‌ی زن ...و شوهرها هر روز عشقبازی کنند، که مزخرف است و دروغ)، مردم ازدواج می‌کنند،‌ خانواده تشکیل می‌دهند، گریه‌ی بچه‌ها را تحمل می‌کنند، مدام توضیح می‌دهند که چرا دیر آمده‌اند خانه، به صد تا زن دیگر نگاه می‌کنند با این آرزو که با آن‌ها چرخی دور دریاچه‌ی ژنو بزنند، برای خودشان لباس‌های گران می‌خرند و برای زن‌هایشان لباس‌های گران‌تر، به فاحشه‌ها پول می‌دهند تا جبران کمبودشان را در زندگی زناشویی‌شان بکنند و نمی‌دانند این کمبود چیست. همین یازده دقیقه، صنعت عظیم لوازم‌آرایش، رژیم‌های غذایی، باشگاه‌های ورزشی، پورنوگرافی، قدرت را می‌گرداند. و وقتی مردها دور هم جمع می‌شوند، ‌برخلاف تصور زن‌ها، اصلاً راجع به زن‌ها حرف نمی‌زنند. از کار و پول و ورزش حرف می‌زنند. یک جای کار تمدن ما ایراد اساسی دارد ...

[ ۱۳٩٢/۸/٩ ] [ ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ ] [ تایماز زردچشمی ] [ نظرات () ]
عبادت : کوفتن و هموار کردن ناهنجاری ها و دست انداز های خویشتن است ,

تا انسان راهی شود راسته و هموار در زیر پای اراده ی حاکم بر هستی .

دکتر علی شریعتی / کتاب شیعه / صفحه 66
[ ۱۳٩٢/٥/٢٩ ] [ ٢:۳٤ ‎ب.ظ ] [ تایماز زردچشمی ] [ نظرات () ]

ساعتها را بگذارید بخوابند! بیهوده زیستن را نیاز به شمردن نیست.

مشکلات انسانهای بزرگ را متعالی می سازد و انسانهای کوچک را متلاشی.

( دکتر علی شریعتی )

خدایا،به من توفیق تلاش در شکست،صبر در نومیدی،رفتن بی همراه،جهاد بی سلاح،کار بی پاداش،فداکاری در سکوت،دین بی دنیا،عظمت بی نام،خدمت بی نان،ایمان بی ریا،خوبی بی نمود،مناعت بی غرور،عشق بی هوس،تنهایی در انبوه جمعیت،و دوست داشتن بی آنکه دوست بداند،روزی کن.

(دکتر علی شریعتی)

بغض بزرگترین نوع اعتراض در برابر آدم هاست اگر بشکنه دیگه اعتراض نیست التماسه.

دکتر شریعتی.

زخمی بر پهلویم هست روزگار نمک می پاشد و من پیچ و تاب میخورم

و همه گمان میکنند که من میرقصم.

( دکتر شریعتی )

نامم را پدرم انتخاب کرد ، نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم! دیگر بس است

راهم را خودم انتخاب می کنم.

( دکتر شریعتی )

دلی که ازبی کسی تنها است،هرکس رامیتواندتحمل کند.!

[ ۱۳٩٢/٥/٥ ] [ ۳:۳٧ ‎ب.ظ ] [ تایماز زردچشمی ] [ نظرات () ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

ترجیح میدهنم با کفشهایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم تا اینکه در مسجد بنشینم و به کفشهایم فکر کنم
نويسندگان
امکانات وب